أحمد بن حامد كرمانى

86

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )

و از اشارات او تجاوز ننمودى ، و اهل علم گفته‌اند السّعيد من الملوك من وقى الدّين بملكه و احى السّنّة بعدله و حرس الرّعيّة بتدبيره يعني پادشاه نيك‌بخت آن باشد كه دين را بملك نگاه دارد و سنّت را بعدل زنده كند و رعيت را بحسن تدبير نگاه دارد و گفته‌اند كه پادشاه بايد كه بناء امور مملكت و تقديم اسباب سياست همه بر قاعدهء شريعت نهد و در احترام اهل علم و ارباب هنر مبالغت نمايد و بهمّت اهل صلاح و دعاء ارباب دل متبرك باشد و درد دل بيچارگان و اشك ديدهء مظلومان خوار نشمرد كانچه يك پيرزن كند بسحر * نكند صد هزار تير و تبر اى بسا رايت عدو شكنان * سرنگون از دعاء پيرزنان آنكه دارد بداد و دين عالم * بخداى ار بود ز مهدى كم تو برى شو ز جور و بد عهدى * كافرم گر نخوانمت مهدى « 1 » و از نتايج عدل اين پادشاه كمال جد و جهد اوست در عمارت و احياء موات و تثمير غلات . و منصور خليفه مىگويد لا ملك الّا بالرّجال و لا رجال الّا بالمال و لا مال الّا بالعمارة و لا عمارة الّا بالعدل « 2 » يعنى ملك را بمرد توان داشت و مرد بمال و مال بعمارت بدست آيد و عمارت بعدل ميسر شود و ازين « 3 » گفته‌اند سلطان العادل خيّر من مطر و ابل و گفته‌اند فضيلة السّلطان فى عمارة البلّدان ، شاه عادل چو كشتي نوحست * كه ازو امن و راحت روحست شاه ظالم چو موج طوفانست * كه خرابى خانه و جانست « 4 » و من چنان شنيدم كه اين پادشاه در وقت ورود ميمون چون بناحيت راور رسيد آب بسيار « 5 » و زمين هموار ديد . با دهاقين ناحيت گفت چرا عمارت نمىكنيد ، گفتند اى پادشاه خوف غالبست و چهارپا بصحرا آوردن متعذّر . فرمود كه آن دور گذشت و آن گزاف در باقى شد . بفرمود تا چهار پاى بيرون آوردند و بعمارت مشغول

--> ( 1 ) - از حديقهء سنائي است ، باب دهم . ( 2 ) - عيون الاخبار ج 1 ص 9 بدون ذكر نام گوينده . و در ترجمهء اردشير بابك آورده‌اند كه لا ملك . . . . ( كليله بهرامشاهى چاپ امير نظام ص 6 ) . منسوب باردشير بابكان ( امثال و حكم ص 1359 ) ( 3 ) - چ : و ازاين‌رو . ( 4 ) - از باب دهم حديقهء سنائي است . ( 5 ) - م : كلمهء ( بسيار ) ندارد .